این روزها چه زیباست
تعطیلات این چند روز ه رو دوست داشتم میرفتیم مسافرت ولی دیدم که هم جاده ها شلوغه هم اینکه هوا سرد هست به خاطر همین تو خونه نشستیم و 3 نفری خوش گذروندیم . چهارشنبه ایی هم ملی جون (زن دایی احسان ) نذری درست میکردن و رفتیم اونجا . خیلی خوش گذشت من مسول این بودم که عدس پلو ها رو بریزم تو ظرف . پنجشنبه ایی ظهر سودابه جون زنگ زد گفت بیاید خونمون . و ما همه با خاله و گلنوش و نگین و مامانم راهی خونه سودابه جون شدیم ناهار قیمه نثار بود اقای زاجکانی تو مسجد نذری میدادن و برای ما غذا رو اورد تو خونه . خواه...








